نام و نام خانوادگي : نانسي عجرم
متولد : 16.05.1983
محل تولد : اشرفيه لبنان
تعداد برادر و خواهر: يک برادر و يک خواهر
مجرد
محل اقامت : نيوشيلا لبنان به همراه خانواده
نانسي عجرم به عنوان يکي از زيباترين خوانندگان زن عرب تنها 8 سال داشت
که کار خواندن را شروع مي كند ,
هنگاميکه که 12 سال داشت در برنامه اي در تلويزيون به نام ستارگان آينده شرکت مي کند
و به مدال طلا دست پيدا مي کند .
يکي از خوانندگان مصري که در آن برنامه شرکت کرده بود صداي نانسي را به صداي
خواننده بزرگ عرب ام کلثوم تشبيه کرده است .
بعد از آن او به طور جدي کار موسيقي را تحت نظر بهترين معلمان موسيقي دنبال مي کند
و در سن 18 سالگي به عنوان يک خواننده حرفه اي معروف مي شود,
اولين آلبوم معروف او در سال 1998 به عنوان مشتاقلک (دلتنگ تو هستم )
و دومين آلبوم در سال 2001 با نام شيل عيونک عني (چشمانت را از من بردار )
منتشر شد وليکن عامل اصلي موفقيت او آلبوم سومش با عنوان يا سلام در سال 2003 بود
نانسي عجرم به عنوان بهترين خواننده عربي در سال 2003 شناخته شد.
بي شک نانسي عجرم يکي از محبوبترين چهره هاي خواننده عربي است,
که البته اين محبوبيت را مديون زيبايي صورت بعد از عمل جراحي مي باشد
هم چنين رفتار بچگانه و خونگرم او و صداي دلنشينش همگي موجب اين محبوبيت خارق العاده شده اند.
یک روزنامه کویتی اعلام کرد که خواننده مشهور عرب نانسی عجرم با دندانپزشک خود بنام فادی الهاشم ازدواج کرد ومراسم عروسی آن دو در جزیره قبرص فقط با حضور خانوداه عروس وداماد به دور از چشم رسانه های گروهی برگزار شد.
به گزارش شماره روز پنجشنبه 4-9-2008، روزنامه کویتی "الرای" با استناد به بیانیه دفتر نانسی که گفته است ازدواج در اول ماه اوت برگزار شد ،عروس وداماد برای گذراندن ماه عسل راهی یکی از جزایر اروپایی شدند .
پیش از این قویا شایع شده بود که نانسی عجرم ،خواننده زن لبنانی با دندانپزشک خود رابطه عاطفی دارد ولی عجرم همواره از اظهار نظر درباره اخبار منتشره در مطبوعات در اینباره خود داری می کرد .
وی قبلا گفته بود هنوز چیزی اتفاق نیفتاده است واگر مساله ازدواج جدی شد در صورت ضرورت آن را مطرح خواهد کرد زیرا دلیلی وجود ندارد تا از این مساله دچار شرم شود .
شایان ذکر است که ترانه های نانسی که بیشتر به لهجه مصری می باشد طرفداران بسیاری بویژه میان جوانان در کشورهای مختلف عربی دارد ومعروفیت وی از مرزهای جهان عرب نیز فراتر رفته است .
بهنوش بختياري بازيگري كه در اكثر ساختههاي مهران مديري حضور داشته و با نقشهاي متفاوت بر محبوبيت خود در بين سريالهاي تلويزيون افزوده است.
بهنوش بختياري متولد 29/2/1354 در بيمارستان اقبال تهران و ساكن شهرك ژاندارمري است.
پدرش بختياري و مادرش تهراني است. بهنوش عضو آخر يك خانواده 6 نفري است. يك خواهر و دو برادر بزرگتر از خود دارد كه هر سه متاهلند.
در رشته مترجمي زبان ليسانس گرفته و با توجه به علاقه فراواني كه به اين رشته دارد به محض اينكه فرصتي پيدا كند، به سراغ اين رشته و ترجمه متون ميرود.
با توجه به شايعات فراواني كه در مورد ازدواج او بر سر زبانهاست هنوز مجرد است و به قول خودش شايد اصلا ازدواج نكند.
با مجموعه هواي تازه ساخته محمد رحمانيان پا به عرصه بازيگري گذاشت و بعد از آن در مجموعههاي وكيل محله، خانه قديمي، سايهها و معجزه وكيل هم بازي كرد.
قبل از بازيگري به عنوان منشي صحنه فعاليت ميكرد كه اين كار او را بسيار مسئوليتپذير و منظم بار آورد كه پايهگذار موفقيتهاي او در بازيگري بود.
سال 75 به مدت يك سال زيرنظر خانم مهتاب نصيرپور در مدرسه رسام هنر دوره يك ساله تئاتر را گذراند كه به واسطه آن با ادبيات بازيگري آشنا شد.
به موسيقي علاقه فراواني دارد، پدرش هم در اين وادي كار ميكند و يكي از دو برادرش هم در زمينه موسيقي فعال است.
در مجموعه زير آسمان شهر(3) و ورود ممنوع ممنوع به عنوان دستيار كارگردان در كنار مهران غفوريان حضور داشت.
علاقه زيادي به فوتبال ندارد اما فوتبالهاي ملي رادنبال ميكند در صورتي كه فرصت پيدا كند به ورزش بدنسازي ميپردازد.
علاقهاي به بيزينس ندارد. به قول خودش هر كسي جلوي او از پول و حساب و كتاب حرف بزند احساس ميكند او سرگرم صحبت به زبان اسپانيايي است.
عاشق خطاطي است و خيلي دلش ميخواهد اين هنر را به صورت حرفهاي دنبال كند.
با توجه به مشغله كاري فراوان زياد به كارهاي خانهداري و آشپزي نميرسد اما بسيار منظم و خوشسليقه است. چلوكباب از غذاهاي مورد علاقه اوست.
عاشق لهجه بختياري پدرش است اما خودش به لهجه بختياري صحبت نميكند.
علاقه فراواني به مسافرت دارد. آخرين مسافرتش به شهر مقدس مشهد بود و سرعين اردبيل به يادماندنيترين نقطهاي بود كه به مسافرت رفته است.
علاقه فراواني به مطالعه دارد و تا فرصتي به دست آورد به مطالعه ميپردازد. او عاشق مطالعه كتابهاي روانشناسي و رمان است. آخرين كتابي كه مطالعه كرده سلاخ خانه شماره 5 بود.
در دوران كودكي برخلاف بسياري از بچهها كه خيلي شلوغ و شر هستند دختر آرام و دوستداشتني بوده.
به موسيقي كلاسيك علاقه فراواني دارد و از بين خوانندگان پاپ به صداي رضا صادقي، مرحوم ناصر عبداللهي و مازيار علاقه فراواني دارد.
در صورتي كه وقت كند به سينما ميرود. او سعي ميكند همه فيلمهاي روز را ببيند. آخرين فيلمي كه در سينما ديده «وقتي همه خواب بودن» است.
علاقه فراواني به مهمانداري هواپيما دارد. او پذيرايي در اوج آسمان را عاشقانه دوستدارد.
از خواندن شعر لذت ميبرد، اما اصلا نميتواند شعر بگويد و يا شعر حفظ كند ولي بسيار روحيه رمانتيكي دارد.
آخرين كارهايش مستند ايرانگردي و كار 90 دقيقهاي «يك روزي زنجيرش رو پاره ميكنم» ساخته آقاي عباسي است كه هنوز پخش نشده.
به بازي خانمها ثريا قاسمي، مريلا زارعي، گوهر خيرانديش، ليلا حاتمي، سحر ولدبيگي و شقايق دهقان علاقه فراواني دارد.
تا به حال در اكثر كارهاي مهران مديري به ايفاي نقش پرداخته و در اكثر نقشهايش موفق ظاهر شده است، به هيچ عنوان از بازي كسي ايراد نميگيرد و اهل بدگويي نيست.
براي بازي چندين پيشنهاد دارد كه به خاطر بازي در مجموعه باغ مظفر به پيشنهادهايش جواب نه داده. او شرط بازي در كارهاي روتين را متن و كارگردان و عوامل خوب عنوان ميكند.
رضا عطاران از گزینههای اصلی کارگردانی مجموعه طنز تلویزیونی "تاکسی شانس" به تهیهکنندگی سعید سالارزهی است.سالارزهی درباره این پروژه به خبرنگار مهر گفت: فیلمنامه مجموعه را روحالله سبیلی نوشته که محصول معاونت امور مجلس و سیمای مراکز استانهای صدا و سیما است و تصویربرداری آن در اطراف اراک انجام میشود. عطاران و سعید آقاخانی گزینههای کارگردانی این مجموعه 13 قسمتی هستند که امیداریم با یکی به توافق برسیم.
مجموعه تلویزیونی "تاکسی شانس" در قالب طنز مسائلی را که برای مردم یک روستا اتفاق میافتد روایت میکند. پیشتولید مجموعه شروع شده و تهیهکننده در حال انتخاب لوکیشنها در اطراف ارک است. ممکن است به دلیل سرمای هوا تصویربرداری به تاخیر بیفتد.
سالارزهی این روزها همراه با علی میمندی روی فیلمنامه "شکار" کار میکند. آخرین تجربه کارگردانی عطاران مجموعه مناسبتی "بزنگاه" بود که ماه رمضان از شبکه سه پخش شد. آقاخانی هم فیلم تلویزیونی "هندوانه شب یلدا" را در کارنامه کارگردانی خود دارد.

ام میترا حجار در ردیف دوازدهم از فهرست بازیگران این فیلم به کارگردانی گابریل اسکات ….
در این فیلم در کنار میترا حجار که در نقش دختری ایرانی به نام میترا ظاهر میشود
بازیگران دیگری به نام نوید نگهبان در نقش امیر کشاورز و احمد عنانی ( یک تکنسین بیهوشی )
به ایفای نقش می پردازند
سینمای ما - بازیگر فیلمهای «جاده مالهالند» و «21 گرم» برای حضور در نقش اصلی درام «نام من جودی ویلیامز است» به کارگردانی اودری ولز در حال مذاکره است.

هالیوود ریپورتر اعلام کرد فیلمنامه را خود ولز نوشته و داستان درباره جودی ویلیامز، معلمی سرسخت با بازی نائومی واتس است که اوایل دهه 1980 کار در یک موسسه کار موقت و زندگی در واشینگتن را رها کرد تا در حرکتی دور از ذهن به عنوان یک فعال جهانی کار خود را ادامه بدهد.
ویلیامز حدود یک دهه و نیم بعد و در 1997 به خاطر رهبری یک جنبش بینالمللی در راه منع استفاده از مین جایزه صلح نوبل را دریافت کرد. او همان سالها در اظهار نظری جنجالی بیل کلینتن رئیس جمهوری آمریکا را به خاطر خودداری از امضای معاهده منع استفاده از مین "تیتیش مامانی" خطاب کرد.
واتس 40 ساله آخرین بار سال 2007 در دو فیلم «قولهای شرقی» و «بازیهای بامزه» نقشآفرینی کرد. او سال 2004 برای فیلم «21 گرم» نامزد اسکار بود. «جاده مالهالند»، «حلقه»، «ند کلی»، «ترور ریچارد نیکسن» و «کینگ کنگ» از دیگر فیلمهای این بازیگر بریتانیایی است
هنوز بازيگر مقابل خانم فراهاني در اين فيلم مشخص نشده است . لازم به ذكر است كه خانم فراهاني بازيگر جوان ايراني است كه به تازگي در آخرين اثر ريدلي اسكات به ايفاي نقش پرداخته است .
تايمز" در شماره امروز خود نوشت: "آن پرسلي" 26 ساله كه مجري شبكه تلويزيوني "كيايتيوي" نيز هست در فيلم جديد "اليور استون" كه به زندگي جرج بوش ميپردازد هنگامي در خانه خود در آركانزاس پيدا شد كه تقريبا در حال مرگ بود و اين در حالي است كه وي چند ساعت قبل براي ديدن فيلم مذكور كه "دابليو" نام دارد از سينما بازگشته بود.
گفته ميشود حال جسماني وي در شرايط وخيمي قرار دارد اما پزشكان اعلام كردهاند كه وضعيت ثابتي دارد.
اين نشريه انگليسي در ادامه نوشت: در فيلم دبلیو، پرسلي نقش يك مفسر تلويزيوني را بازي ميكند كه از يكي از سخنرانيهاي بوش تمجيد ميكند.
تايمز تصريح كرد: مادر خانم پرسلي ساعت 4:30 صبح دوشنبه وي را غرق در خون در حاليكه بيهوش بود ديد و اين در حالي بود كه پرسلي ساعت 5 صبح در شبكه تلويزيوني "ايبيسي" برنامه داشت.
پليس در ابتدا اعلام كرد كه خانم پرسلي با ضربات چاقو مورد حمله قرار گرفته است اما پس از آن اعلام كرد كه جراحات وي با يك جسم ضخيم به سر و قسمت بالايي بدن وي ايجاد شده است.
اين روزنامه انگليسي افزود: اين مجري تلويزيوني آمريكا صبح دوشنبه به تماس تلفني هميشگي مادر خود جواب نداد و به همين دليل مادر وي مشكوك شده است.
بر اساس گفته مقامات شبكه "كيايتيوي" قابل ملاحظهترين كار مطبوعاتي خانم پرسلي مصاحبه با "ديك چني" معاون جرج بوش بوده است.
گزارش شده كه كارگردان راكنرولا فقط به خاطر پول مدونا با اين ستاره 50 ساله مدتي زندگي كرده است . در اين مدت او از مدونا خواسته برايش يك زمين 1200 جريبي خريده و با جت ،دور دنيا بگردند تا گاي بتواند بر ترسش از ارتفاع غلبه كند.
مدونا هفته پيش اعلام كرده بود كه مي خواهد بعد از هشت سال زندگي با گاي از او جدا شود. دوستان مدونا مي گويند گاي حقه بازي بيش نيست. آنها مي گويند گاي اصلا ويژگي هاي يك جنتلمن را ندارد و اصلا به مدونا نمي آيد.
به گزارش ، گاي ريچي مدتي با ربكا گرين زندگي مي كرد ولي از او جدا شد. او از اين جدايي ناراحت است و مي گويد ربكا خيلي از مدونا ثروتمندتر بود.
يك منبع موثق افزود: مدونا خيلي از دست گاي ريچي كلافه شده است. در تمام مدت زندگي آنها گاي ريچي حتي يك دلار هم خرج نكرد. همه چيز با پول هاي مدونا تهيه مي شد. طبق قانون،اگر زن و شوهري از هم جدا شوند،دارايي به طور مساوي بين هر دونفر آنها تقسيم مي شود گاي ريچي حسابي شكمش را براي پولهاي مدونا صابون زده است.
از طرفي روابط مدونا و الكس رودريگز به شايعات پيرامون جدايي اين دونفر دامن زده است.
بری لوینسن، برنده اسكار بهترین كارگردانی سال ۱۹۸۹ برای فیلم «مرد بارانی/ سخاوتمند» و نامزد پنج اسكار دیگر، جرات به خرج داده و هالیوود را مایه ریشخند قرار داده است. او پیش از این در «سگ را بجنبان» هم به قدرت توهمسازی هالیوود اشاره كرده بود، اما در آن فیلم سیاستمداران موضوع هجو او بودند.
● چگونه یك كارگردان میتواند رابرت دونیرو، شان پن و بروس ویلیس را كنار هم در یك فیلم قرار دهد؟ آنهم فیلمی كه تا حدی از رنگ و بوی كمدی برخوردار است؟
▪ واقعیت این است كه در هالیوود تهیهكنندگان و كارگزاران قدرتی ندارد و صرفا گرفتار توهم قدرت هستند. بیشتر كسانی كه در هالیوود حضور دارند هیچ قدرتی ندارند و بخشی از فرآیند تولید فیلم به شمار میروند. حتی روسای استودیوها هم قدرتی ندارند و همیشه چیزی بالاتر از آنها وجود دارد. یك تشكیلات وجود دارد كه حضورش در همه جا حس میشود. بقیه گرفتار توهم قدرت هستند و با همین توهم روزگار میگذرانند. مثلا برای همین فیلم با بروس ویلیس تمام گرفتم و از فیلمنامه و شخصیتها برایش گفتم. ضمنا تاكید كردم كه پول چندانی در این پروژه وجود ندارد. بروس فیلمنامه را خواند و صبح روز بعد گفت: «خیلی خب! من هستم»؛ به همین راحتی!
● بروس ویلیس بازیگر سختگیری است. برای جلب نظر او از چه قدرتی استفاده كردید؟
▪ همانطور كه گفتم صرفا وی را در جریان تولید قرار دادم و او هم چون از نقش و شخصیت خوشش آمده بود و قبول كردم در فیلم بازی كند. بازیگران برای انتخاب نقشهایشان معیارهای متفاوتی دارند و بروس هم از اضافه وزن این شخصیت خوشش آمده بود.
● داستان «چه اتفاقی افتاد؟» چقدر مبتی بر واقعیت شكل گرفته است؟ آیا واقعیت هالیوود و دنیای فیلمسازی در آن حس میشود؟
▪ قطعا ردپای واقعیت در فیلم وجود دارد. از همان اول میدانستیم قرار نیست یك هجویه تولید كنیم و شخصا تردید دارم كسی بتواند یك هجویه درباره هالیوود تولید كند. «چه اتفاقی افتاد؟» صد در صد مبتنی بر واقعیت جاری در هالیوود شكل گرفته است.
● شما علاوه بر فیلمسازی دستی هم در تهیهكنندگی دارید. نظرتان درباره تهیهكنندگی چیست؟
▪ بیشتر مواقع حتی با اینكه تهیه كننده هستید دست و پایتان بسته است و از فقدان قدرت رنج میبرید. در هالیوود من هم مثل بقیه هستم و نمیتوانم به راحتی هر كاری دوست دارم انجام بدهم. واقعیت این است كه تصویری كه اكثر ما در یك تهیهكننده در ذهن داریم مردی است كه سیگاری گوشه لبش گذاشته است و دائما فرمان میدهد. اما این تصویر این به سالها پیش تعلق دارد و هیچ كدام از تهیهكنندگان امروزی چنین ظاهری ندارند و تمام كسانی كه در تولید فیلم نقش دارند به نوعی در خدمت یكدیگر هستند. شما در نقش تهیهكننده صرفا كمك میكنید تا كار به سرانجام برسد.
● شخصیت دونیرو در بخشی از داستان برای تولید فیلم بروس ویلیس مبارزه میكند. اما ممكن است فیلمش مانند بسیاری فیلمهای دیگر در همان مراحل ابتدایی ناكام شود. نظرتان درباره چنین تجربهای چیست؟
▪ این تجربه مانند گرفتار شدن به یك احساس دوگانه است. از یك طرف خشم خودنمایی میكند و از طرف دیگر حس ناكامی آزارتان میدهد؛ تركیبی از احساسات متفاوت. به همین دلیل معتقدم عناصر احساسی این فیلم عناصر جدیدی است كه معمولا با آنها مواجه نمیشویم.
● نمیخواهم چیزی از داستان فیلم را لو میدهم اما به نظر میآید شخصیت دونیرو در این فیلم در برابر كارگردانش با موقعیت غافلگیركنندهای مواجه میشود. خود شما به عنوان تهیهكننده تا به حال چنین موقعیتی را تجربه كردهاید؟
▪ در دوران تهیهكنندگیام بارها بدون اینكه استودیو باخبر شود دست به كارهایی زدهام كه بعدا در زمان نمایشهای آزمایشی فاش شده است. كارهایی كه قرار نبوده هیچكس از آنها با خبر شود.
● تمایل دارید تعدادی از آنها را بیان كنید؟
▪ نه! (میخندد).
● آیا استودیوها بعد از پی بردن به ماجرا عكسالعملی نشان دادهاند؟
▪ آه! بله.
● معمولا اینجور مواقع چه كسی در پایان برنده میشود؟
▪ بستگی به چگونگی بحثهایی كه میان شما درمیگیرد دارد و در پایان با توجه به همان بحثها تصمیمگیری میكنیم. معمولا اگر تغییری كه انجام دادهاید نتیجه خوبی داشته باشد آنها هم به وجد میآیند و اعتراضی نمیكنند.
● تدوین نهایی برای یك كارگردان از اهمیت زیادی برخوردار است. آیا در این زمینه تجربه جذابی با استودیوها داشتهاید؟
▪ شخصا وقتی كنترلی بر فیلم نداشتهام خوش شانس هم بودهام. هنگام كارگردانی «Diner» مسوولان استودیو آنقدر از فیلم بدشان میآمد كه برایشان مهم نبود كه فیلم را دوباره تدوین كنند چراكه از فیلم متنفر بودند. چون فكر میكردند به هیچ طریقی نمیشود از این فیلم پول درآورد علاقهای به تكهتكه كردنش نداشتند.
● البته این فیلم با اقبال تماشاگران و منتقدان مواجه شد. سرانجام فیلم قانع كننده بود؟
▪ طبیعتا برای من بله.
● آیا استودیو بعد از موفقیت این فیلم سراغی از شما گرفت؟ مثلا برای عذرخواهی؟
▪ نه. هیچ تماسی گرفته نشد و حتی دیگر با من صحبت هم نكردند.
● سال گذشته نسخه جدیدی از فیلم «طبیعی / Natural» با بازی رابرت ردفورد را با عنوان تدوین كارگردان روانه بازار كردید. نسخه جدید چه ویژگیهایی نسبت به نسخه سال ۱۹۸۴ داشت؟
▪ بعد از سالها سراغ مدیران شركت سونی رفتم و به آنها گفتم سالها قبل قرار بود شروع دیگری برای فیلم در نظر بگیریم و صحنههایی هم فیلمبرداری شده بود اما چون برنامه نمایش تنظیم شده بود و وقت كمی داشتیم مجبور شدیم به شروع اولیه اكتفا كنیم. خوشبختانه نگاتیوهای شروع مورد نظر من پیدا شد و من هم به مدیران سونی گفتم: «خب! اگر ممكن است خیلی دوست دارم فیلم را با صحنههای آغازین متفاوت ببینم». آنها موافقت كردند و نسخه جدید به راحتی آماده شد.
نمیخواهم بگویم كه آن فیلم به لحاظ سبكی از مد افتاده بود اما به عنوان یكی از فیلمهای تولید شده در دهه میانه دهه ۸۰ خیلی سنتی به نظر میآمد. آن زمان همه سعی میكردند فیلمهایشان شبیه ویدئوهای MTV باشد.
داستان فیلم در سال ۱۹۳۹ میگذشت و عامدانه نمیخواستم فیلم سر و شكل دهه هشتادی داشته باشد.
● شما اغلب به سراغ فیلمهایی میروید كه داستان یك دوران چندین و چند ساله در گذشته را به تصویر میكشند. چرا چنین داستانی برایتان جذاب است؟
▪ شاید ریشه این علاقه را باید به زمانی جستجو كنید كه در بالتیمور كار میكردم. در بالتیمور با وقایع فرهنگی متفاوتی مواجه شدم كه همگی در دوران متفاوتی اتفاق افتادند. در این زمینه از تجربههای شخصیام خیلی استفاده كردهام.
اما فیلم «مرد بارانی» را هم كارگردانی كردهاید و اتفاقا برایش جایزه بهترین كارگردانی را بردهاید.
از این لحاظ به فیلمسازی به چشم یك بازی نگاه میكنم و هر بار برای هر فیلمی به سراغ داستانی میروم كه از آن لذت ببرم. مثلا وقتی میخواستم فیلم «طبیعی» را كارگردانی كنم همه میگفتند كدام آدم عاقلی به سراغ یك فیلم درباره بیس بال میرود. اما چون به این موضوع علاقمند بودم به آن حرفها توجه نكردم و كار خودم را پیش بردم.
● چه چیزی باعث شد در كنار موفقیتهای خود به عنوان نویسنده قدم به حیطه كارگردانی بگذارید؟
▪ وقتی «Diner» را نوشتم به این نتیجه رسیدم كه كسی نمیتواند آن حسی را كه مد نظرم است به فیلم تزریق كند. بخش اعظم كار در ذهنم وجود داشت و میدانستم هر كارگردان دیگری نمیتواند به آنچه دلخواه من است برسد. بعضی چیزها مانند نوع بیان دیالوگها و حس فضا، زمان و مكان وجود دارد كه تنها خود نویسنده میداند چگونه باید به تصویر كشیده شوند.
● شما در ژانرهای مختلف كردهاید. در میان این ژانرهای كدام یك را بر دیگری ترجیح میدهید؟
▪ فكر میكنم یكی از مشكلات دنیایی كه در آن زندگی میكنیم این است كه همه چیز در آن به نوعی در چارچوب ژانر قرار میگیرد. اما میخواهم با حرف شما مخالفت كنم چون مثلا «Diner» واقعا یك فیلم ژانر نبود. «Tin Men»، «آوالون» و «بلندیهای آزادی» هم همینطور. هیچكدام از آنها تمام و كمال در خدمت یك ژانر بهخصوص نیستند و فكر میكنم این قاعده در مورد فیلمهای دیگرم هم مصداق داشته باشد. «صبحبخیر ویتنام» را در چه ژانری میخواهید قرار دهید؟ كمدی، درام یا جنگی؟ این تقسیمات واقعا گیج كننده هستند و باعث دلزدگی و سردرگمی تماشاگران میشوند. از طرف دیگر در یك فروشگاه محصولات سینمایی چطور میتوان فیلمها را بر اساس ژانر طبقهبندی كرد؟ شاید وقت آن رسیده باشد كه معیار جدیدی برای طبقهبندی فیلمهای سینمایی پیدا كنیم. با این حال قبول دارم كه از داستانی به داستانی دیگر پریدهام و هر بار روی مواد متفاوتی دست گذاشتهام. همانطور كه گفتم صرفا به سراغ چیزهایی میروم كه برایم جذاب باشند.
● آیا شكل متفاوتی از داستان وجود دارد كه دوست داشته باشید به سراغ آن بروید؟
▪ با اینكه از بیشتر موزیكالها خوشم نمیآید اما همیشه همیشه دوست داشتم یك فیلم موزیكال كارگردانی كنم. البته شیفته فیلمهای وسترن هم هستم.
● به «چه اتفاقی افتاد؟» برگردیم. ظاهرا فیلم یك پیش تولید طولانی داشته است.
▪ بله. پیش تولیدمان به این دلیل طولانی بود كه میخواستیم فیلمنامه نهایی متن قابل اعتنایی باشد و اتفاقا بازیگران اسم و رسمدار هم اكثرا با خواندن فیلمنامه به راحتی پیشنهاد بازی را پذیرفتند. اصرار داشتیم كه شخصیتهای فیلمنامه حتما شخصیتهای حساب شدهای باشند و افت و خیزهای زندگی آدمهای معمولی این دوره و زمانه را به نمایش بگذارند. یكی از جذابیتهای فیلم همین واقعی بودن شخصیتها است. مثلا تهیهكننده فیلم در تقابل میان زندگی كاری و زندگی شخصیاش قرار گرفته است و مانند همه انسانهایی كه اطرافمان میبینیم میخواهد بدون اینكه دست به اسلحه ببرد یا كارهای شگفتانگیز انجام دهد مشكلات پیش رویش را به تنهایی حل كند. البته توجه به شخصیتها در فیلمهای قبلی من هم وجود دارد و معمولا بدون اینكه خیالم بابت شخصیتها راحت نباشد فیلمبرداری را شروع نمیكنم. اما بعد از آماده شدن فیلمنامه به سرعت كار را پیش میبرم. همین فیلم را ۳۳ روزه فیلمبرداری كردیم كه نسبت به میانگین پروژههای فعلی ركورد خوبی محسوب میشود.
«خاوير باردم» بازيگر اسپانيايي برنده اسكار در جديدترين فيلماش با «آلخاندرو گونزالس ايناريتو» همكاري خواهد كرد.
«خاوير باردم» كه هماكنون فيلم «ويكي كريستينا بارسلونا» ساخته «وودي آلن» را روي پرده سينماها دارد، در فيلم جديدش با نام «زيبا» ايفاي نقش خواهد داشت.
اين فيلم كه كارگرداني آن را «گونزالس ايناريتو» برعهده خواهد داشت، از هفته آينده وارد در بارسلون اسپانيا وارد مرحله فيلمبرداري خواهد شد.
به گزارش هاليوود ريپورتر، «باردم» در اين فيلم نقش پدري را بازي ميكند كه پس از جدايي از همسرش، سعي دارد جاي خالي مادر را پر كند.
«باردم» سال گذشته با فيلم «سرزميني براي پيرمردها نيست» اولين جايزهي اسكار بازيگري تاريخ سينماي اسپانيا را بهدست آورد

«جيمكري» بازيگر كمدي سينماي هاليوود درجديدترين پروژه سينمايي «كريسس كلمبوس» با عنوان «باور ميكني يا نه ريپلي» نقشآفريني ميكند.
ایراسان- اين فيلم اكشن و ماجراجويانه توسط شركت فيلمسازي «پارامونت» براي نمايش درسال 2010 ميلادي آماده ميشود.
بنا به اعلام ورايتي؛ پيش از اين قرار بود «اسپايك جونز» براساس فيلمنامهاي از «اسكات الكساندر» و «لري كاراس زوسكي» اين پروژه را مقابل دوربين ببرد.
«لي كونگ» از ديگر بازيگراني است كه تاكنون براي حضور در پروژهي «باور ميكني يانه ريپلي» انتخاب شده است.
اين فيلم براساس بخشهايي از زندگينامهي «رابرت ديپلي» نقاش كارتون، محقق و جهانگرد آمريكايي ساخته ميشود.
او درادامه در زمينهي جمعآوري و به نمايش گذاشتن چيزهايي عجيب و غريب از سراسر جهان به فعاليت ميپرداخته است. ريپلي هرچيز غيرعادي را كه در دنيا شهرت داشته است را زمينهي كاري خودش ميكرد.
ريپلي در سال 1933 ميلادي نمايشگاهي با عنوان «باور ميكني يا نه» افتتاح كرد و در مدت برگزاري بيش از دوميليون بازديدكننده داشت و اين امر باعث شد در سال 1950 اولين موزه دائمي با همين عنوان در فلوريدا تاسيس شود.
هالي بري خانه اي چندين ميليون دلاري در كانادا خريداري كرد.
هالي بري خانه اي در مونترال كانادا خريداري كرده و همين روزها با گابريل آبري - نامزدش - و دختر سه ماهه شان - نالا - به آنجا نقل مكان خواهند كرد. اين خانه در منطقه " كبك " واقع شده و 63 جريب مساحت دارد. ضمنا اين خانه از نماي خوبي برخوردار است. گابريل - كه خودش متولد و بزرگ شده كانادا است - براي اينكه به پدر و مادرش نزديكتر باشد ، در كانادا خانه خريده است.
به گزارش ، گابريل مي گويد : خيلي احساس خوبي دارم. زندگي كردن در شهر محل تولدت ، احساس سرخوشي به تو مي دهد. هالي بري - 42 ساله - مي گويد فعلا در فكر ازدواج كردن با گابريل نيستم.
هالي بري كه قبلا دوبار ازدواج كرده است مي گويد : با اينكه من الان با گابريل ازدواج نكرده ام، ولي نسبت با زماني كه با همسران سابقم ازدواج كرده بودم راضي ترم و زندگي بهتري دارم.
گابريل و هالي سر فيلمبرداري تبليغات ورساچي در نوامبر 2005 با هم آشنا شدند.
ايراسان - فيلم " گلمال بازمي گردد " قرار است چهارشنبه 29 اكتبر همزمان در جهان اكران شود ، كمدي است و خيلي ها مدت زيادي است كه منتظر اكرانش هستند. آجي به خبرنگار تلويزيون گفت : اين فيلم ،با قسمت هاي قبلي آن خيلي متفاوت است . هم فيلمنامه اش خيلي متفاوت است هم ما براي تهيه اش زحمت زيادي كشيده ايم . ضمنا قسمت هايي از اين فيلم در بانگوك فيلم برداري شده است كه يكي از ويژگي هاي اين فيلم به شمار مي رود.
به گزارش irasun.com ،اجي درمورد عوامل اين فيلم گفت : با كارگردان كار - شتي - قبلا در سه فيلم ديگر كار كرده بوديم و همديگر را به خوبي مي شناختيم . ارشاد وارسي ، توشار كاپور و كارينا كاپور هم كه مثل خواهر و برادرهايم هستند ،پس تجربه خيلي فوق العاده اي بود.
آجي درمورد نقشي كه در اين فيلم بازي مي كند، هيچ گونه اطلاعاتي بروز نداد.


